آسیه سلطانی

اشک است حاصل و خوشنودِ این حاصلم

آسیه سلطانی

اشک است حاصل و خوشنودِ این حاصلم

آسیه سلطانی

خورشید طلوع کرد.
با انگشتانِ نورانی اش، رخسارِ گل را نوازش داد.
گل از خجالت، سرخ شد و ازشادی گریست.
از گریه ی گل، شبنمی حاصل شد.
همه جا پر از حس زیبای بامدادی شد.
و اینگونه بود که روز تازه ای آغاز شد.

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهدای کرمان» ثبت شده است

 

بسم الله النور 

گاهی وقتها آدم، خودش را خسته می کند تا کاری را به نحو احسن انجام دهد. 

گاهی وقتها آدم، خودش و دیگران را خسته می کند تا کاری را به نحو احسن انجام دهد، 

درصورتیکه شاید اگر قسمتی از کارها را به دیگران بسپارد، هم خودش و هم اطرافیانش کمتر خسته شوند. 

این تجربه را زیاد داشته ام که خودم را اذیت می کردم تا بهترین کار را شخصا انجام دهم،  اما کم کم که کارها زیاد شد، مجبور شدم اعتماد کنم و خودم یا مدیریت کنم یا فقط قسمتی از کار را انجام دهم 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۰۳ ، ۲۳:۵۰
آسیه سلطانی

بسم رب الشهداء و الصدیقین 

این روزها می نویسم اما نمی توانم منتشر کنم. 

به جایی رسیده ام که اگرچه حرف زیادی برای گفتن دارم، اما نشرش، بی، فایده است. چراکه  آنچه در این دوران فراوان است، سخن و نوشته است

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۰۲ ، ۲۰:۴۳
آسیه سلطانی